دیروز تو تاکسی
دیروز غروب تو تاکسی عجب دلم گرفته بود که یهو یه خانم چادری حدود ۳۵ ساله سوار شد. از اونا که فقط دماغشون معلومه. نمی دونم چرا چشمم گرفتش. چه قدر این چادر جاذبه داره و راحت آدمو هوایی می کنه اگه زنه بی حجاب بود این قدر ازش خوشم نمی اومد.بوی عطر مشهدیش دماغمو پر کرده بود. یاد داستان های سکسی تو اینترنت افتادم که پسره همین جوری زنه رو می بینه و مخشو می زنه ولی من نمی خواستم مخ اینو بزنم. خودم چند باری با همچین زن هایی بودم خیلی هم حال کردم حالا سر فرصت براتون میگم. مثلا ماجرای صدیقه خانم همسایه خونه خالم که حدود ۴۵ سالشه و زیر اون چادر چه گوهری رو قایم کرده
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 17:20  توسط سهیل
|
